كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

258

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ و بخوريد از آنچه خدا روزى داده است شما را حَلالًا طَيِّباً در حالتى كه كه حلال و پاك باشد وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي و بترسيد از تحريم ما احل اللّه از آن خداى كه أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ شما به دو گرويدگانيد بعد از نزول اين آيت گفتند يا رسول اللّه چه سازيم به سوگندى كه خورده‌ايم اين آيت آمد لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ مؤاخذه نمىكند شما را خدا بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ بلغو در سوگندان شما و لغو بمذهب امام شافعى رح آنست كه بىقصد بر زبان گذرد چون لا و اللّه و بلى و اللّه و نزد امام اعظم رح آنكه سوگند خورد بر چيزى به گمان آنكه هست و نباشد - بدان سوگند در شرع مؤاخذه نيست وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ و ليكن مؤاخذه مىكند شما را بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ به‌آنكه ببنديد سوگندها را و يمين معقود آنست كه به زبان گويد و بدل قصد كند پس اگر چنين سوگندى بشكند فَكَفَّارَتُهُ پس كفارت شكستن آن إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ طعام دادن ده مسكينست هر يكى را مدّى بقول امام شافعى رح و نصف صاعى از گندم يا صاعى از جو و خرما بمذهب امام اعظم رح و صاعى به وزن عراقى چهار منست كه هشت رطل باشد و به وزن حجازى پنج رطل و ثلثى و مدى بقول اهل حجاز رطلى و ثلث رطلى باشد و بقول عراقيان دو رطل و رطلى نيم‌منست و بر هر تقدير طعام بايد داد مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ از ميانه آنچه مىدهيد اهل خود را يعنى نه عالى و نه دون أَوْ كِسْوَتُهُمْ يا كفارت پوشش ده درويشست بقول حنفى ثوبى جامع كه با او نماز توان گذارد چون قميص و سراويل يا رداء و ازار و اگر بزنى دهد معجز نيز اضافه بايد كرد و نزد جمعى ديگر جامه بايد كه ستر عورت كند أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ يا كفارت آزاد كردن بنده است و امام شافعى رح درو ايمان شرط مىكند و حنفى مىگويد كه سالم و بىعيب مىبايد خواه مؤمن و خواه كافر فَمَنْ لَمْ يَجِدْ پس هر كه نيابد يكى ازين كفارات ثلثه فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ پس كفارت او روزه سه روز پىدرپى و نزد امام شافعى رح تتابع شرط نيست ذلِكَ اينكه مذكور شد كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ كفارت سوگندان شما است إِذا حَلَفْتُمْ چون سوگند خوريد و بشكنيد وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ و نگاه داريد سوگندان خود را از شكستن يا نگاه داريد زبان خود را و سوگند مخوريد كَذلِكَ همچنين كه كفارت يمين را بيان كرد يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ بيان مىكند و روشن مىگرداند خدا براى شما نشانهاى شرع را لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ شايد كه شكر گوئيد نعمت اين تبيين و تعليم را مفسران برآنند كه حق سبحانه و تعالى در باب خمر چهار آيت نازل گردانيد اوّل در مكّه و من ثمرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا و در ان زمان حلال بوده دوم وقتى كه عمر بن الخطاب و معاذ بن جبل در باب خمر و ميسر پرسيدند از حضرت مصطفى ص جواب آمد كه قل فيها اثم كبير و منافع للناس قومى نظر بر اثم كبير ترك كردند و جمعى به ملاحظه منافع للناس بدان اشتغال مىنمودند سوم در مهمانى عبد الرحمن بن عوف رض كه امام ايشان بود در نماز شام قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ بحذف لائات خواند آيت آمد لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى اكثر صحابه رض گفتند كه شرب چيزى كه ميان ما و نماز حائل باشد لايق نيست يك‌بارگى ترك فرمودند چهارم در زمانى كه عتبان بن مالك رض طرح ضيافتى افگند و بعضى از مسلمانان را كه سعد رض بن وقاص از ايشان بود به مهمانى آورده بعد از طعام بر شرب خمر اقدام نمودند و در حالت مستى سعد بن وقاص رض از انشاد شعرى كه مشتمل بر هجاى انصار بود فرمود يكى از مجلسيان سر سعد را شكسته مجلس را منغص گردانيد و سعد شكايت آن حكايت مجلس معلاى آن حضرت ص رسالت‌پناه عرض كرد فاروق عظم رض زبان نياز بكشاد و دست دعا برداشت كه اللهم بين لنا فى الخمر بيانا شافيا آيت تحريم فرود آمد .